تبليغاتX
تغییر برای برابری

تغییر برای برابری

حقوق مدنی زنان

 

                      TinyPic image

شیوه جدید آزار و اذیت فعالان جنبش زنان

چهار شنبه 15 فروردین 1386

اخبار چهارشنبه شب

شیرین عبادی: آنان بر خلاف آیین نامه مربوط به زندانیان در خصوص نگه داری طبقه شده ی متهمان و مجرمان عمل کرده اند

پس از بی پاسخ گذاشتن وکلای بازداشت شدگان، بعد از ظهر چهارشنبه 15 فروردین خانواده های اعضای بازداشت شده کمپین یک میلیون امضا مجددا به دادگاه انقلاب مراجعه کردند. نادر حاج محسن، همسر ناهید کشاورز دراین باره می گوید: « به ما هم اجازه ملاقات با قاضی یا بازپرس پرونده داده نشد، فقط تلفنی به ما گفتند هنوز تحقیقات تمام نشده است و بهتر است بروید هفته آینده بیایید. من گفتم اما اگر قرار کفالت صادر شده خب بگویید مدارک بیاوریم اما پاسخی ندادند.»

چهارشنبه شب ناهید کشاورز و محبوبه حسین زاده با خانواده هایشان تماس گرفتند و خبر از تغییر سلولشان دادند. ناهید به همسرش گفته است :« دیشب ما را به بند یک تنبیهی زنان فرستاده بودند. آنجا آخر دنیا بود! در آنجا دخترانی را دیدم که روی دست هایشان صدها اثر زخم خودکشی بود و برای همین بیش از گذشته به این نتیجه رسیده ام که واقعا قوانین ما نیاز به تغییر دارد» ناهید کشاورز در این مکالمه تلفنی با همسرش علاوه بر تاثر شدید خود از درد و فلاکت زنان در بدترین بخش زندان زنان (به طوری که طبق گفته ناهید، محبوبه حسین زاده تمام شب از مشاهده صحنه های دردآور زندگی آن زنان شوربخت گریه کرده بود)، هم چنین خطرات جانی که در آن شب آنان را تهدید کرده بود را نیز مطرح کرد.

طبق گفته ناهید آنها را امشب (چهارشنبه شب) به بند 3 عمومی زنان منتقل کرده اند و تازه توانسته اند بعد از سه روز چای بخورند. آنها تاکنون مورد بازجویی قرار نگرفته اند:« اینجا هیچ کس پاسخگو نیست».

شیرین عبادی در پاسخ به این پرسش که آیا چنین برخوردی با زندانی مغایرتی با حقوق زندانی ندارد، می گوید :« آنان بر خلاف آیین نامه مربوط به زندانیان در خصوص نگه داری طبقه شده ی متهمان و مجرمان عمل کرده اند. بازداشت اعضای کمپین یک میلیون امضا حداکثر احتیاطی است، بدین معنا که نباید در کنارجانیان سابقه دار نگه داری شوند. در واقع آنها زندانی را از حقوق شان محروم کرده اند. حتی اگر به ادعای دادستان جرمشان امنیتی باشد پس چرا در بخش جانیان و بدون حداقل امکانات رفاهی و غذایی نگه داری می شوند؟

 

                               TinyPic image

                          ناهید کشاورز و محبوبه حسین زاده هنگام

                                            انتقال به زندان اوین

 

اخبار روز چهارشنبه

شیرین عبادی و نسرین ستوده به دادگاه انقلاب مراجعه کردند

صبح چهارشنبه 15 فروردين 1386 وکلاي شيرين عبادي و نسرين ستوده وکلاي اعضاي بازداشت شده کمپين يک ميليون امضا به دادگاه انقلاب مراجعه کردند اما پاسخي نگرفتند. شيرين عبادي دراين باره گفت :«راهمان ندادند. هيچ کس هم پاسخگو نبود. وقتي وکيل دادگستري را به دادگاه راه نمي دهند بنابراين بايد انتظار هرنوع بي قانونی را هم داشت .»

عبادي در پاسخ به اين پرسش که آيا جمع آوري امضا در پارک جرم است و اقدام عليه امنيت محسوب مي شود گفت هيچ جرمي رخ نداده ، تمامي اين برخوردها و بازداشت ها غير قانوني است.» او افزود :«متاسفانه تمام پرونده ها را امنيتي کرده اند. آيا اگر زني بگويد نمي خواهم شوهرم سرمن هوو بياورد امنيت کشور را به خطر انداخته است؟ آيا اگر زني بگويد تعدد زوجات به شيوه اي که در قانون آمده است خلاف است اقدامي عليه امنيت ملي انجام داده است؟ ناهید کشاورز و محبوبه حسین زاده به همراه سه تن دیگر از اعضای کمپین یک میلیون امضا روز دوشنبه 13 فروردین هنگام جمع آوری امضا در پارک لاله تهران بازداشت شدند. دیروز سه نفر از آنان را به قید ضمانت آزاد کردند اما ناهید کشاورز و محبوبه حسین زاده به زندان اوین بند 209 و سپس بند عمومی زنان منتقل شدند. ادامه بازداشت اعضای کمپین یک میلیون امضا در حالی صورت می گیرد که در جلسه دادگاه به بازداشت شدگان گفته شده بود که با قرارکفالت آزاد می شوند امابه جای درخواست کفیل از خانواده هایشان، آنها را به اوین منتقل کرده بودند و توضیحی هم در این باره نداده بودند.

اخبار روز سه شنبه

دو تن از اعضای کمپین یک میلیون امضاء به اوین منتقل شدند

ناهید کشاورز و محبوبه حسین زاده دو تن از اعضای کمپین یک میلیون امضاء که روز گذشته به خاطر جمع آوری امضا بازداشت شده بودند، دقایقی قبل به بند 209 زندان اوین انتقال داده شدند.

سعیده امین ، سارا ایمانیان و همسر وی (همایون نامی) نیز پس از گذراندن یک شب در بازداشتگاه اداره مفاسد اجتماعی وزرا عصر امروز به قید ضمانت آزاد شدند.

اعضای کمپین یک میلیون امضاء که روز دوشنبه بنا به سنت مراسم سیزده بدر در پارک لاله حضور داشتند به خاطر اقدام جهت جمع آوری امضاء بازداشت شدند .

این 5 نفر پس از گذراندن شب در بازداشتگاه وزرا صبح امروز (14 فروردین) به دادسرای انقلاب انتقال داده شده و بعد از ساعت ها بی خبری، در اواخر ساعات اداری بعد از ظهر امروز آنها را مجددا به کلانتری میدان نیلوفر انتقال دادند. وکالت بازداشت شدگان کمپین را شیرین عبادی بر عهده گرفته است.

بر اساس آخرین خبرها، سه شنبه شب ، ناهید کشاورزضمن تماس تلفنی با همسرش گفت که او و محبوبه حسین زاده را به بند عمومی زنان زندان اوین منتقل کرده اند ودر آنجا شرایط نامناسبی دارند. .ادامه بازداشت اعضای کمپین یک میلیون امضا در حالی صورت می گیرد که در جلسه دادگاه به بازداشت شدگان گفته شده بود که با قرارکفالت آزاد می شوند امابه جای درخواست کفیل از خانواده هایشان ، آنها را به اوین منتقل کرده بودند و توضیحی هم در این باره نداده بودند.. ..


+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386ساعت 3:1  توسط زنان  | 

 

                        TinyPic image

                   

جلوه جواهری

چهار شنبه 8 فروردین 1386

کمیته داوطلبان کمپین یک میلیون امضا سال 86 را با تقسیم خود به گروه های کوچکتر آغاز کرد. در مراسم عید دیدنی نوروزی کمیته داوطلبان و کمیته رسانه کمپین که با حضور 60 نفر از اعضا برگزار شد، گروه های جدیدی را از دل خود به وجود آورد.

برخی از فعالان کمپین که در آخرین پنج شنبه سال 85 دور هم جمع شده و فعالیت های شش ماهه شان را ارزیابی کرده بودند، 7 فروردین ماه در مراسم نوروزی و عید دیدنی خود، راهکارهای عملیاتی کردن پیشنهادات ارائه شده در آن نشست را بررسی کردند.

کمپین یک میلیون امضا حالا با گذشت 6 ماه از فعالیتش یک خانواده بزرگ شده و علاوه بر پیشبرد اهداف برابری خواهانه خود، یک حلقه قوی دوستی و همدلی نیز به وجود آورده است. با تکیه بر همین همدلی و دوستی است که برگزاری برنامه ها و نشست های مختلف کمپین با کمترین هزینه ممکن میسر می شود.

مهمانی 60 نفره دیروز که با هزینه 15 نفر از اعضای کمپین برای عید دیدنی گروه داوطلبان و گروه رسانه برگزار شد، نه تنها هیچ هزینه ای از صندوق کمپین خرج نشد، بلکه در این مراسم دویست و پنج هزار تومان نیز با عیدی هایی که اعضای کمپین دادند به موجودی کمپین اضافه شد.

میزبان این مهمانی مثل همیشه منزل یکی از داوطلبان بود و پذیرایی از مهمانان را نیز 15 نفر از اعضا بر عهده گرفته بودند.

چند ساعت اول به دید و بازدید گذشت و حکایت امضا جمع کردن های نوروزی در کنار سفره هفت حقی که بچه ها درست کرده بودند و پس از آن یکی از اعضای کمیته داوطلبان پیشنهاداتی ارائه کرد و در آن جا به بحث گذاشت.

 

 TinyPic image

 

یکی از اعضای کمیته داوطلبان برای کارآمدتر کردن کمیته داوطلبان گفت: « برای اجرای پیشنهادات ارائه شده در آخرین نشست سال گذشته، نیاز به 4 گروه کاری جدید مطرح شد.»

بر اساس مباحث مطرح شده در این برنامه، گروه کارگاه آموزشی برای اعضای فعال کمپین، گروه خبرنامه، گروه گلگشت و گروه تقسیم افراد برای جمع آوری امضا، از میان اعضای کمیته داوطلبان کمپین شکل گرفت.

«گروه کارگاه آموزشی برای اعضای فعال کمپین» که با هدف توانمندسازی فعالان کمپین و در پی درخواست داوطلبان در طی ماه های گذشته راه اندازی می شود، برگزاری چهار کارگاه نوشتن، نظریه های فمینیستی، اینترنت، پشتیبانی و حقوق شهروندی را در دستور کار خود قرار داده است.

«گروه خبرنامه» که در نشست 24 اسفند ماه کلید خورده بود فعالیت اش را حول انتشار خبرنامه داخلی کمپین برای اطلاع رسانی به اعضای کمپین و با نام "نامه کمپین یک میلیون امضا" سازمان داده است. این گروه اولین خبرنامه را آماده کرده است و با مشخص شدن مسئولان تولید، پخش و نگهداری خبرنامه قرار است به صورت منظم به فعالیت خود ادامه دهد.

گروه بعدی که در سال جدید فعال خواهد شد گروه برگزاری گلگشت است. این گلگشت ها که قرار است هر دو ماه یکبار برگزار شود هم بهانه ای برای آشنایی بیشتر اعضای کمپین با یکدیگر است تا یک روز کامل را در کنار هم بوده و در محیطی آرام تجربه هایشان را در اختیار هم بگذارند و هم یک برنامه تفریحی کم هزینه را برای زنان تدارک می بیند.

گروه «تقسیم افراد برای جمع آوری امضا» نیز برای برنامه ریزی جهت جمع آوری امضا به صورت گروهی در سطح شهر ایجاد شده و قرار است با تعیین روزهایی به نام «روز امضا» روش های خلاق و متنوعی برای جمع آوری امضا پیشنهاد کند. اولین روز امضا در سال جدید نیز سیزده فروردین ماه است. قرار است مسئولان این کمیته ایمیل و تلفن خود را جهت تماس کلیه اعضایی که خواهان جمع آوری امضاء در سطح شهر هستند اعلام کند.

 

      

 TinyPic image

پس از این برنامه ریزی ها و مشخص شدن مسئولان هر گروه کمی هم در مورد روال کار و انتقادات و پیشنهادات اعضا گفتگو شد و بعد از آن تماشای کلیپ جدید کمپین با صدای محسن نامجو و جشن تولدی کوچک برای اعضای کمپین که در فروردین ماه متولد شده بودند برگزار شد. در این جشن تولد به جای آن که بر روی کیک متولدین فروردین ماه نام آنان ذکر شود، نام کمپین بر روی آن نقش بسته بود و شیرینی پزهایی که زحمت کیک را کشیده بودند، چند ساعت قبل موقع تحویل کیک امضای خودشان را پای بیانیه کمپین گذاشته بودند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم فروردین 1386ساعت 11:18  توسط زنان  | 

 

 

                                            

                                       Image hosting by TinyPic

 

رهايي زنان نتيجه‌ي مبارزات خود زنان است‌.

گفتگو با بابك احمدي‌/ پریسا کاکائی

يكشنبه 6 اسفند 1385

 

جناب آقای بابک احمدی، شما به عنوان نويسنده، مترجم، و صاحب نظر در

مسايل اجتماعي ايران، جزو آن دسته از روشنفكران معاصر كشورمان هستيد

كه همواره جنبش مستقل زنان هم وطن تان را صادقانه و متواضعانه مورد حمايت

قرار داده ايد، در تجمع هاي مسالمت آميز و حق خواهانه‎ي زنان كشورتان عملا

حضور يافته ايد و در تجمع روز 22 خرداد (روز همبستگي زنان ايران) مورد ضرب و

شتم هم قرار گرفتيد. هم چنين در سخنراني هايتان از حقوق حقه زنان هموطن تان

همواره به صراحت و شجاعت دفاع كرده ايد، حال ضمن تشکر به خاطر حمايت هاي

 بي دريغ تان ، پرسش های خود را نخست با این مطلب آغاز می کنم که شما يكي

از اولين حاميان كمپين يك ميليون امضا هستيد، چه ويژگيهايي در اين كمپين نظر تان

را جلب كرده است‌؟

با سلام و سپاس از فعاليت‌هاي شما در جهت كسب حقوق دمكراتيك و برابري كامل

 اجتماعي و حقوقي زنان و مردان‌. كمپين يك ميليون امضا فعاليتي مدني و نمايان‌گر

 حق اعتراض شهروندي و خواست دگرگوني قوانين با شيوه‌هايي قانوني و مسالمت‌آميز

 است‌. كنشي است دمكراتيك‌، سنجيده و غيرخشن كه مي‌تواند فراتر از اقدام براي دست‌يابي

به اهداف خود درسي براي ديگر مبارزان راه آزادي نيز باشد. اين كمپين با توجه به ضرورت ايجاد

آگاهي اجتماعي در ميان زنان ستم‌ديده موقعيتي انتقالي را فراهم مي‌آورد، يعني خواست‌هايي مشخص و صريح را پيش مي‌كشد كه در جريان مبارزه‌اي بخردانه منجر به پيدايش و گشايش خواست‌هايي ديگر و تازه‌تر خواهند شد. هدف كمپين مهم و دسترس‌پذير است‌. با توجه به ژرفا

و آشكارگي نابرابري اجتماعي و حقوقي زنان با مردان در ايران زمينه‌ي واقعي و عيني براي

جمع‌آوري يك ميليون امضا در اعتراض به تبعيض مندرج در قوانين وجود دارد. فعاليت دمكراتيك

در راه اين هدف زمينه‌ي ذهني مساعدي را مي‌آفريند و مي‌توان با پشتوانه‌ي مواضع يك ميليون

شهروند ايراني اهداف ديگري را براي ادامه‌ي مبارزه تعيين كرد. به بيان ديگر، كمپين پايان مبارزه

نيست‌، ادامه‌ي مبارزات پيشين و راه‌گشاي فعاليت‌هاي آينده است‌.

كمپين يك ميليون امضا پس از تجمع مسالمت‌آميز زنان در 22 خرداد 1385، ميدان 7 تير

 و اعتراض آنها به قوانين تبعيض‌آميز آغاز به كار كرد. خواسته حقوقي زنان خواسته

جديدي نيست و درواقع بيش از يك صد سال است كه جنبش حقوقي زنان برابري

 قانوني را به شيوه‌هاي گوناگون طرح و مطالبه كرده و در اين روند متناسب با شرايط

 سياسي و اجتماعي زمانه خود فراز و فرودهايي را از سر گذرانده‌. اكنون جنبش زنان

مي‌كوشد از طريق جمع‌آوري يك ميليون امضا به روش چهره به چهره و رودررو با زنان

 و مردان در خيابان و كوچه و محله‌... هم در راه گسترش آگاهي و ايجاد خواسته

حقوقي و هم در جهت گسترش ارتباط با اقشار و گروه‌هاي اجتماعي گام بردارد.

 به نظر شما جنبش زنان چگونه مي‌تواند اين حركت را به ثمر برساند، موانع بازدارنده

 در اين روند چيست‌؟

آشكارا مهم‌ترين مانع بازدارنده حكومتي است كه موظف است قوانين را اجرا كند، قوانيني

 كه ساخته و پرداخته‌ي معتقدان به نابرابري اجتماعي زن و مرد هستند. اينان در اثبات

حقانيت چنان نابرابري‌اي دلايل زيادي كه به زعم خودشان «عقلي و نقلي‌» هستند ارائه

 مي‌كنند، با هر گونه خواست دگرگوني قوانين مخالف‌اند و حكومت نيز در اين راه به طور

منظم و پيگير دست به خشونت مي‌زند. اما اين قدرت مسلط يگانه مانع بازدارنده نيست‌.

موانع ديگر را كساني ساخته‌اند كه كمپين را رد مي‌كنند اما راه ديگري براي مبارزه به ما

 نشان نمي‌دهند. يك مانع آن «دمكرات‌ها»يي هستند كه مي‌گويند بهتر است زنان مبارزه‌ي

 موجود و «تندروي‌»هاي خود را متوقف كنند تا آنان بتوانند اصلاحات را به پيش ببرند و در آينده

 «حق زنان را به ايشان بدهند». مانع ديگر آن چپ‌گراياني هستند كه مي‌گويند مبارزه‌ي واقعي

 و عملي منش بورژوايي دارد و بهتر است زنان براي ساختن بهشت سوسياليستي بكوشند

تا در آن بهشت آزاد شوند. هر دو گروه ادعاي «بخشش حقوق به زنان در آينده‌» را همراه مي‌كنند

با پيشنهاد شيوه‌هايي غير از مبارزات خود زنان در يك جنبش مستقل و آگاه‌.

برخي از منتقدين، كمپين را يك حركت ليبرالي مي‌دانند و معتقدند بورژوازي از طريق چنين

حركت‌هايي سعي در انحراف جنبش زنان دارد. آنان مي‌گويند كه خواست تغيير قوانين‌، خواستي

حداقلي و ناچيز است و گامي به عقب‌. ستم جنسيتي در ساختارهاي اجتماعي بازتوليد

و حتي با حذف قوانين جنسيت‌گرا در وضعيت غالب زنان تغيير محسوسي به وجود نخواهد آمد.

نظر شما در اين باره چيست‌؟

بگذاريد كمپين را ليبرالي بخوانند. من به عنوان يك ليبرال از اين برچسب نگراني ندارم‌.

سوسيال‌دمكراسي و احزاب سبز اروپايي سرانجام در حاشيه‌ي امن ليبراليسم جاي گرفته

و با پذيرش اولويت آزادي و حقوق دمكراتيك مبارزه‌اي مسالمت‌آميز و غيرخشن را در راه برابري

بيش‌تر به پيش مي‌برند. اين يگانه شكل دمكراتيك تحقق آرمان‌هاي سوسياليستي است‌.

بقيه‌ي گرايش‌هاي چپ‌گرا سرانجام جايي مخالفت خود را با آزادي با زدن برچسب «دمكراسي

ليبرالي‌» به آن آشكار خواهند كرد. كساني كه به فعالان كمپين ايراد مي‌گيرند كه چرا برنامه‌اي

 بورژوايي را اجرا مي‌كنند لطفاً زحمت بكشند و به ما بگويند كه برنامه‌ي پرولتري در تقابل با آن

برنامه‌ي بورژوايي چيست و كجاست‌. در ضمن به ما بگويند كه كدام مبارزه‌ي وسيع اجتماعي را

براي دست‌يابي به حقوق برابر زنان و مردان بر اساس سياست‌ها و برنامه‌هاي كارگري سازمان

داده‌اند. خيلي آسان است كه گوشه‌اي بنشينند و با ادعاي جهان‌بيني پرولتري مبارزه‌ي به راستي

موجود را به عنوان خواست حداقلي نفي كنند، و اگر زني از آنان بپرسد كه خواست حداكثري را

چگونه برآورده خواهند كرد پاسخ بدهند «روزي كه ديكتاتوري پرولتاريا را بسازيم‌»، و در برابر اين ايراد

هم که در شكل‌هاي به راستي موجود آن ديكتاتوري حقي به كسي و به زني داده نشده و برابري

اجتماعي در اردوگاه‌هاي كار اجباري شكل گرفته هشدار بدهند كه «خانم جان‌! شما اسير تبليغات

بورژوايي شده‌ايد».

آنان از تكرار اين نظر كه ستم جنسي نتيجه‌ي ساختارهاي اجتماعي جوامع طبقاتي است

نتيجه مي‌گيرند كه زنان بايد مبارزه‌ي خود براي كسب حقوق برابر را متوقف كنند و به صفوف

احزاب پرولتري بپيوندند، كه البته در جامعه‌ي ما احزابي ناموجودند و همواره در محفل‌هايي

چندنفره در حال شكل‌گيري و در همان زمان در حال انشعاب هستند! اما كساني كه چنين

نظري را پيش مي‌كشند چگونه منكر تفاوت وضعيت زنان در جوامع طبقاتي مختلف مي‌شوند؟

 آيا وضع زنان سوئد و زنان عربستان سعودي با هم فرق دارد يا نه‌؟ خود حضرات (كه بيش‌تر هم

مرد هستند) اگر زن بودند ترجيح مي‌دادند در كدام يك از اين دو كشور زندگي و كار كنند؟ هم‌چنان

 كه اظهار فضل مي‌كنند كه اين هر دو جوامعي طبقاتي‌اند و درنتيجه «مساله‌ي زن‌» به طور

ريشه‌اي در آن‌ها حل نشده‌، كدام را انتخاب مي‌كردند؟ آيا واقعاً معتقدند كه وضعيت زنان در اين

 دو كشور «تفاوت محسوسي با هم ندارند»؟ در اين صورت بايد گفت كه نه فقط قوه‌ي عقلي

بلكه قوه‌ي حسي آقايان هم مشكل دارد.

 

يكي از پرسشهاي رايج از فعالين كمپين مزبور اين است كه آيا اقدام‌هاي جمعي مانند

كمپين يك ميليون امضا مي‌تواند در تغيير قوانين تاثيرگذار باشد؟

مساله فقط به هدف تعيين‌شده خلاصه نمي‌شود. نكته‌ي مهم آن فعاليت سازمان‌يافته

و سنجيده‌اي است كه در راه تحقق هدف شكل مي‌گيرد و براي همه‌ي قشرهاي

ستم‌ديده آموزنده است‌. زنان و مردان فعال در اين كمپين براي كسب حمايت شهروندان

از تغيير قوانين راه‌هاي مستقيم گفت‌وگو و روشن‌گري را مي‌آزمايند. آن‌چه را كه براي

خودشان دانسته و شناخته شده است به ديگران (به ويژه به زناني كه از نابرابري

حقوقي رنج مي‌برند و هنوز درك درستي از علل اقتصادي‌، اجتماعي و سياسي

آن ندارند) توضيح مي‌دهند و چه بسا از شيوه‌هاي مقابله‌اي كه زنان محروم در متن

 زندگي خود يافته‌اند باخبر مي‌شوند. اين تبادل تجربه‌ها و آگاهي‌ها امري مهم و

مرحله‌اي ضروري در جريان پيكار دمكراتيك است‌. كمپين فعاليتي به نسبت درازمدت

است‌. درنتيجه‌، فعالان را با شكل‌هاي تازه‌ي سازمان‌يابي و تشكل روبرو مي‌كند.

به پرسش شما درباره‌ي احتمال موفقيت كمپين در دسترسي به هدف مشخص‌اش

فقط مي‌توان در جريان عمل و مبارزه پاسخ داد. البته هستند كساني كه پيشاپيش

شكاكانه هر فعاليتي را محكوم مي‌كنند يا هدف آن را دسترس‌ناپذير و مردود مي‌خوانند.

 به اين حاشيه‌نشينان مي‌گويم كه حتي اگر جنبش زنان با در دست داشتن يك ميليون

امضا شهروندان ايراني نتواند قوانين را تغيير دهد باز در انجام كار مهم ديگري موفق

 شده است‌. توانسته آگاهي از منش غير دمكراتيك قوانين موجود و خواست ضرورت

دگرگوني آن‌ها را گسترش دهد. در اين صورت جنبش زنان بر زمين محكم‌تري خواهد

 ايستاد و با پشتوانه‌ي حمايت و هم‌نظري شمار قابل توجه‌اي از مردم مواضع خود را

تدقيق و بيان خواهد كرد. پيكار دمكراتيك زنان براي كسب برابري و حقوق شهروندي

مبارزه‌اي است طولاني و فرهنگي‌. توجه به مبارزات زنان در كشورهاي ديگر و پيش‌

رفته‌تر نشان مي‌دهد كه از پس مبارزه‌ي طولاني و روشن‌گري‌هاي فرهنگي بود كه دستاوردها متحقق‌، مستحكم و راه‌گشاي خواست‌هايي ديگر شدند. امروز كه من در

حال نوشتن اين متن هستم در ميان مهم‌ترين اخبار رسانه‌هاي جهاني شنيده‌ام كه

زنان پرتغال و نيروهاي دمكراتيك در آن كشور (كه سي سال پيش در پي انقلابي

مردمي از شر ديكتاتوري خلاص شده بودند) سرانجام حق قانوني سقط جنين را

از طريق برگذاري همه‌پرسي در سطح ملي به دست آورده‌اند.

در قسمتي از طرح كمپين آمده است كه «برابري حقوقي زن و مرد مغايرتي با

اسلام ندارد». اين فراز از طرح كمپين با واكنش بخش‌هايي از نيروهاي «لاييك‌»

جامعه مواجه شد. نظر شما در مورد حقوق زن در اسلام چيست‌؟

واژه‌ي «اسلام‌» در تعريف يا تشخيص يكي از بزرگ‌ترين اديان جهان به كار مي‌رود.

 اين دين يك واقعيت تاريخي و اجتماعي است‌. هيچ واژه‌اي نمي‌تواند روشن‌گر

 تمامي تاويل‌هاي مختلفي باشد كه از اين واقعيت ارائه شده‌اند. ايمان ديني همواره

 شكل تاويلي مي‌يابد. نمي‌توان با گفتن «اسلام‌» و «مسلمان‌» روشن كرد كه كدام

 برداشت و تاويل مورد نظر است‌. راست است كه در تاويل‌هايي از احكام بنيادين و

 اوّليه‌ي دين برابري زن و مرد پذيرفته نيست‌. اما در تاويل‌هايي ديگر اين برابري پذيرفته

 و ستودني است‌. ما به نام تاويل‌هاي دسته‌ي دوم به افراد دسته‌ي نخست مي‌گوييم

 كه براي بسياري از مسلمانان كه زندگي مومنانه يعني زيستن هرروزه با خداوندشان

در جهان را برگزيده‌اند برابري زن و مرد امري ممكن و پذيرفتني است‌. آن نيروهاي

 لاييك كه فكر مي‌كنند فارغ از هر اشاره‌اي به باورهاي ديني و ايمان مردمان مي‌توان

از حقوق دمكراتيك آن‌ها دفاع كرد به ياد آورند كه قوانين تبعيض‌آميز كنوني به نام دين

شكل گرفته و اجرا مي‌شوند، در حالي كه شمار فراواني از مومنان از جمله برخي از

 مراجع عالي‌رتبه‌ي ديني هم به اين قوانين معترض‌اند. درنتيجه‌، خواست دگرگوني

 اين قوانين ناگزير به مباحث فقهي و حتي كلامي كشيده مي‌شود همان‌طور كه ناگزير

 به مباحث حقوقي هم كشيده مي‌شود. لائيسيته به معناي گريز از بحث ديني و

تعطيل كردن آن نيست‌. خاصه وقتي كساني هستند كه با تكيه به تاويل‌هايي از

 احكام ديني و منحصر كردن تماميّت دين به ادراك خودشان از آن‌، در عمل حقوق

طبيعي و اوّليه‌ي انسان‌هايي را ناديده مي‌گيرند. به اينان مي‌گوييم كه تاويل‌هايي

دمكراتيك‌تر و امروزي‌تر از احكام دين هم ممكن هستند.

به نظر شما قوت و ضعف اين حركت مدني در چيست‌؟ چه راهكارهايي را جهت بهبود

عملكرد چنين حركتي پيشنهاد مي‌كنيد؟

مهم‌ترين نكته اين است كه كمپين با بصيرت زنانه شكل گرفته است‌. زناني مبارز

 آن را مطرح كرده و سازمان داده‌اند. آنان در اين راه تحمل دشواري‌هايي را به جان

خريده‌اند و كار را پيش مي‌برند. اين صداي جنبش مستقل زنان است‌. براي من كه

 مردي بارآمده در جامعه‌اي مردسالار و پدرسالار هستم فعاليت در خدمت جنبش

مستقل زنان آموزنده و رهايي‌بخش است‌. من به اين نكته اعتقاد راسخ دارم كه

«رهايي زنان نتيجه‌ي مبارزات خود زنان است‌» اين به معناي انكار حق مردان براي

شركت و نظر دادن در مبارزه‌اي نيست كه به سرنوشت و آزادي‌هاي انساني خود

آنان هم مربوط مي‌شود. بسياري از مردان امروز دانسته‌اند كه در جامعه‌اي كه

حقوق اجتماعي و منزلت زنان كم‌تر از حقوق و شان مردان باشد، مردان نيز آزاد

نيستند. در هم‌راهي با جنبش مستقل زنان و درس گرفتن از آن مي‌توان زمينه‌هاي

ديگر پيكار دمكراتيك را گسترش داد. من پيشنهاد راهكار تازه‌اي ندارم‌. خود زنان و

مردان فعال در كمپين به خوبي مي‌دانند كه چگونه بايد با مردم سخن راند و خواهان

ياري و شركت‌شان در مبارزه شد.

جناب آقای بابک احمدی، از فرصتی که در اختیار سایت تغییر برای برابری گذاشتید

بسیار سپاسگزارم.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اسفند 1385ساعت 23:53  توسط زنان  | 

 

                                                     Image hosting by TinyPic

بالاخره کارگاه رشت هم، با وجود همه مشکلات برگزار شد.

 

رشت شاید بهترین شهر برای کار فمنیستی باشد . شهری که بالاترین ضریب توسعه جنسیتی را در کل کشور دارد و بسیاری از مفاهیم جنسیتی برای مردمش معانی متفاوتی دارند. از وقتی وارد کمپین شدم لحظه شماری می کردم تا زودتر کمپین را بین خواهرم و دوستانش ببریم و از این پتانسیل بالا استفاده کنیم . در اولین فرصت با خواهرم صحبت کردم .اما انتقادهای دوستان خواهرم ،زیاد بود و نیروی کمپین کم. زارا را خفه کرده بودم. :‌کی می ریم رشت ؟

- به خدا می ریم. حالا چند تا شهرستان هست که خیلی وقت پیش هماهنگ شده . داوطلبین تهران خیلی زیادند. نمی رسیم کارگاه برگزار کنیم و..

و اینقدر گفتم و گفتم تا بالاخره نوبت رشت شد.ظرف چند ماه گذشته دورادور بحث های زیادی کرده بودیم و غیر از دوستان خواهرم ، گروه فعال دیگری هم داوطلب شرکت در کارگاه شده بودند . خوشحال بودیم که توانسته بودیم این دو گروه را به هم لینک کنیم. تعداد داوطلبین زیاد شده بود : 30 نفر . این همه آدم را کجا باید جا می دادیم ؟خوشبختانه یکی از بچه ها پیشنهاد داد که به خانه آنها در اطراف انزلی برویم .

 

                                         Image hosting by TinyPic

                                                  

هوا طوفانی بود

خب ، دیگر همه چیز روبه راه بود. تیم برگزار کننده کارگاه مشخص شده بود، برنامه ریزی ها انجام شده بود ، کوله ام را پر کرده بودم و به خودم نوید دیدن دوباره خواهرم و دوستانش را می دادم . دلم برای هوای مه گرفته شمال لک زده بود. قرار بود بعد از ظهر پنج شنبه حرکت کنیم . اما درست دو ساعت قبل از زمانی که باید راه می افتادیم،ناگهان زهره اسد پور – یکی از دانشجویانی که قرار بود به ما در برگزاری کارگاه کمک کند - زنگ زد و گفت که به اطلاعات رشت احضار شده است ! تا سه ساعت بعد که زهره دوباره زنگ زد، سیل تلفن های ما مازیار- همسر زهره – را خفه کرده بود. تمام این مدت به نازلی دختر سه ساله شان فکر می کردم. چه کار باید می کردیم ؟ تصمیم گرفتیم که هر طوری که هست برویم و حتی اگر کارگاه هم برگزار نمی کنیم ، حداقل با بچه های رشت صبحت کنیم . تیم سفر تغییر کرد . اما من خودم را بین آنها جا کردم . ساعت 7 بعد از ظهر راه افتادیم و ساعت 2 نیمه شب خودمان را به یک خانه دانشجویی رساندیم. منتظر بودیم که دو دختر خواب آلود در را به رویمان باز کنند و غرغر کنان چراغ ها را روشن کنند . هر چند استقبال گرمی از ما کردند ، اما سارا تا آخر سفر، غصه دار موبایلش بود که در اتوبوس جا گذاشته بود.

 

                                                       

                                                   Image hosting by TinyPic                               

به جای این کارها بشین بچه ات رو بزرگ کن!

شب هر طوری بود خوابیدیم و صبح به دیدن زهره در خانه یکی از دوستانش رفتیم . زهره تعریف کرد که به او گفته اند : «چه خبره چرا همه جا رو پر کردی که احضارت کردیم . این فقط یه گپ دوستانه اس» و ادامه داده بودن که «ما ده ساله که تو را می شناسیم ، فکر کرده بودیم آدم شده ای . به جای این کارها بشین بچه ات رو بزرگ کن !فکر نکردین اگه انصار بریزن تو خونه بگن دختر و پسر دارین چه کار می کنین ، چی می شه ؟ »

- ما فقط دختریم

- یعنی اگه من بیام اونجا رام نمی دین ؟

- نه!

- چند تا از اون دفترچه ها پخش کردی ؟

- هنوز چیزی دستم نرسیده .اما اگه دستم برسه حتماً پخششون می کنم .

زهره بر حق شهرندی جمع شدن در منازل شخصی و صحبت کردن درباره قوانین تاکید کرده بود و آنها هم تهدیدش کرده بودند که نمی گذارند ، فوق لیسانس بخواند.

                                      Image hosting by TinyPic

زهره و بقیه بچه ها هنوز هم می خواستند در کارگاه شرکت کنند و فعالیتشان را در کمپین آغاز کنند . آنها فکر می کردند اظهار نظر درباره قوانین نابرابر و تلاش برای تغییر آنها طبیعی ترین حق شان است .

تمام صبح را با هم صحبت کردیم . آنها از انتقادهایی که به شروع غیر دموکراتیک کمپین و عدم دخالت شهرستان ها در آن داشتند ، گفتند و ما از معذوریت هایی که به علت باز نبودن فضا و نداشتن شناخت و ارتباط وجود داشت و راهی که برای هر نوع اعمال نظری در فرایند نامتمرکز کمپین به روی همه باز است. همچنین انتقادهایی در زمینه مطرح کردن عقاید خاص برخی گروهها در دفترچه آموزشی کمپین عنوان شد. گفتیم که برای ارتیاط برقرار کردن با مردم باید با زبان خودشان صحبت کنیم و نیز برای تغییر قوانین چاره ای جز برخورد مسالمت آمیز نداریم .                                             

رشت پیشتاز جنبش زنان در ایران

کارگاه ساعت 2 بعد ازظهر با حضور 12 نفر از دختران عمدتاً جوان رشت و با صحبت های رضوانه مقدم آغاز شد. او سخنانش را با تاکید بر پیشتازی رشت در طرح مطالبات زنان آغاز کرد و با اشاره به تاریخچه مبارزات صد ساله زنان از مشروطه تا به امروز ، گفت : زنان هنوز نتوانسته اند به این خواسته ها دست یابند ،‌بنابراین کمپین با بهره گیری از تجربیات تلاش های انجام گرفته در دیگر کشورها آغاز شده است. سپس با اشاره به تبعیضات جنسی موجود در جامعه ، از روابط اعضای کمپین ، حامیانش و روش های کارشان گفت .

                                       Image hosting by TinyPic

پس از آن، از آنجایی که وکیل همراهمان نبود ، سارا لقمانی به توضیح قوانین پرداخت . او که مددکار اجتماعی و فارغ التحصیل مطالعات زنان است ، قوانین را با مثال هایی واقعی و ملموس توضیح داد و گفت که چرا قوانین را نابرابر می دانیم و چه تاثیر عمیقی بر زندگی تک تک مان می گذارند. بعد از صحبت های سارا بچه های رشت مصصم بودند که به قوانینی که بدون مشورت با آنها و مادرانشان نوشته شده اعتراض کنند.

سپس زارا امجدیان به توضیح مهارت های ارتباطی پرداخت که به ما کمک می کند، کمپین را به میان مردم ببریم و شرکت کنندگان در کارگاه در قالب بحث های گروهی درباره محاسن و معایب روش های چهره به چهره ، گروهی و سمینار صحبت کردند .

طی صحبت ها قرار شد بچه های رشت با برای خودشان سایتی راه بیاندازند و اگر لازم بود از بچه های تهران کمک بگیرند و تجربه ، ایده ها و انتقاداتشان را مطرح کنند . کارگاه ساعت 7 تمام شد و بچه ها یکی یکی رفتند .

                                        

                              Image hosting by TinyPic

پایان مهمانی رشت

ما تا ساعت 11 همچنان پیش صاحبخانه مهربانمان بودیم . با وجود آنکه از ابتدا امیدمان را به برگزا ری کارگاه از دست داده و به قصد آشنایی بیشتر با بچه ها، به رشت رفته بودیم ، واقعاً با مهمان نوازی رشتی ها مواجه شدیم . موقع برگشت اینقدر خسته بودیم که شیطنت های مسیر تهران – رشت را کنار بگذاریم و از رشت تا خود تهران بخوابیم. چشمان خواب آلودمان را در ترمینال غرب باز کردیم . باران می آمد و ما از یکدیگر سئوال می کردیم که اینجا کجاست ؟ ساعت 5 صبح بود . سارا و زارا رفتند در مسجد بخسبند تا شاید ساعت شش و نیم وقتی راننده اتوبوس برگشت ، موبایل سارا را پیدا کنند.

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم اسفند 1385ساعت 1:24  توسط زنان  |